ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
377
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) است . نامش عبد الكعبه بوده كه كه چون مسلمان شد رسول خدا او را عبد الرحمان نام نهاد و به او فرمود اى عبد الرحمان ! در پى امارت مباش ، عبد الله بن عامر او را به كارگزارى سجستان گماشت و او در خراسان به جهاد پرداخت و سرزمينهايى را گشود و سپس به بصره بازگشت و به سال پنجاه هجرى همان جا درگذشت و زياد بن ابيه بر پيكرش نماز گزارد . قثم بن عباس بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف ، مادرش ام الفضل يعنى لبابه كبرى است كه دختر حارث هلالى است ، قثم شبيه به رسول خدا ( ص ) بود ، او به هنگامى كه سعيد بن عثمان والى خراسان بود در خراسان به جهاد پرداخت ، سعيد به او گفت براى خودت هزار سهم از غنايم را منظور كن ، قثم نپذيرفت و گفت نخست خمس غنايم را بيرون كن و سپس حقوق و سهم جنگجويان را بپرداز پس از آن هر چه مىخواهى به من بده ، قثم مردى پارسا و فاضل بود و در سمرقند درگذشت . عبد الرحمان بن يعمر دئلى بكير بن عطاء به نقل او از حضرت ختمى مرتبت روايت مىكند كه فرموده است « كمال و تمام حج وقوف در عرفات است و هر كس پيش از صبح عرفات را درك كند حج را درك كرده است » . پس از اين گروه ، اين فقيهان و محدثان در خراسان مىزيستهاند يحيى بن يعمر ليثى از خاندان كنانة و از مردم بصره و آگاه به دانش نحو و داناى به علوم عربى و قرآن بوده